در زمان انتقاد کردن از همسر چگونه صحبت کنیم

در زمان انتقاد کردن از همسر چگونه صحبت کنیم

قسمت زیادی از مشاجرات بین زوج ها با یک موضوع به اصلاح کوچک شروع می شود. وقتی که طرفین نمی توانند خواسته های خود را به همدیگر بگویند، دعوا و مرافه سختی بین آنها به وجود می آید.

معمولا افراد از شنیدن نقطه ضعف خود ناراحت می شوند، مخصوصا که این نقطه ضعف، از طرف همسر عنوان شود و این در حالی است که اگر این نقطه ضعف ها هم گفته نشود زندگی در کنار همسر سخت خواهد شد!

اگر نقطه ضعف همسر را درست بیان کنیم، نه تنها باعث به وجود آمدن درگیری نخواهد شد بلکه می تواند احساس دوستی در طرفین را بیشتر کند!

در این مقاله به این مهارت ها پرداخته ایم …

در زمان انتقاد کردن، اجازه صحبت کردن بدهید!

اگر در زمان صحبت کردن با همسرتان، برای آنکه با او حرف بزنید مجبور می شوید فریاد بزنید تا او صدای شما را بشنود، یعنی اینکه مسیر مذاکره را اشتباه رفته اید! در این زمان بهتر است سکوت کنید و اجازه دهید همسرتان حرفش را تمام کند!

بله حق با شماست! وقتی در حال فریاد زدن هستید، سکوت کار سختی است!

برای به دست آوردن چنین مهارتی باید از قبل آماده شد! فراموش نکنید ورزشکاری که وزنه سنگین را بالای سر می برد، بدون تمرین های سخت، هرگز نمی تواند وزنه های سنگین را جابه جا کند!

در ادامه مقاله، به ماجرای زوجی می پردازم که مساله مهمی در زندگی برایشان به وجود آمد:

شروع ماجرا

یکی از دوستانم به نام امیرطاها که به تازگی ازدواج کرده بود را دیدم در حالیکه بسیار ناراحت بود و افسرده شدن را انتخاب کرده! خیلی متعجب شدم، فردی که روحیه بسیار شادی داشت و همواره با نشاط بود و هر وقت همدیگر را می دیدیم، خیلی با هم می خندیدیم و … .

علت را جویا شدم و متوجه شدم که به قول خودش، در زندگی مشترکشان به مساله ای بزرگ برخورده اند که ظاهرا تمام ذهن او را به خود مشغول کرده است و برای فرار از موضوع، سعی کرده بود خودش را افسرده کند، تا بتواند با موضوع بهتر کنار بیاید.

ماجرا را از زبان خودش تعریف کرد و گفت:

زمانی که بنا به دلایلی، می خواسته کلید منزل را برای همسرش به محل کار او ببرد، با صحنه دلخراشی مواجه شده است؛ دیده است؛

همسرش با یکی از همکاران مَرد، در یک طبقه در حال خندیدن است و ظاهرا همکار همسرش به او بسته ای داده است و همسرش هم بسته را از او گرفته و در حالی که خنده ی آنها همچنان ادامه داشته است، ملاقات آنها به پایان رسیده و به اتاق خودش برگشته و …

دوست من که این صحنه را دیده بود، در مورد همسرش تصورات بدی پیدا کرد و به همین دلیل، سریع محیط کار همسرش را بدون آنکه کلید را به او بدهد، ترک کرد. (همسرش اصلا متوجه نشد که امیرطاها به محل کارش مراجعه کرده است) زمانی که همسرش به خانه آمد، با چهره عصبانی و ناراحت امیرطاها مواجه شد و عکس العملی که از او دید، اینگونه بود؛

شروع مشاجره

امیرطاها: تو اگر منو دوست نداشتی و عاشق مرد دیگه ای هستی، برای چی با من ازدواج کردی؟!

همسرش (با کلی خستگی تازه از راه رسیده به جای سلام و احوالپرسی…): این چه طرز حرف زدنه؟! یه دقیقه اجازه بده از راه برسم خونه، بعد شروع کن به غُر زدن و اعصاب خورد کردن!

امیرطاها (او که از کوره در رفته است با داد و فریاد و عصبانیت): به جای اینکه بگی با اون مرتیکه، همکارت چه غلطی می کردی، داری جواب منو رو هم با پُرویی میدی؟! تو خیلی بی …

واضح است ادامه ماجرا چه شده است! دوست من حتی اجازه صحبت کردن به همسرش را هم نداده است و طوری با او صحبت کرده که همسرش را از منزل فراری داده!

(البته دقیقا متوجه نشدم که خودش همسرش را از منزل به منزل پدری فرستاده یا اینکه همسرش خودش رفته است!)

سعی کردم خیلی موضوع را (آن چنان که به تمام جزئیات پی ببرم) واکاوی نکنم. موضوع روشن است؛

امیرطاها به نوع رفتار همسرش با همکاران مرد، انتقاد دارد و معترض است، مابقی موضوعات جزئیات است

  • (جزئیاتی مانند اینکه چرا با من این طور صحبت کرد، چرا حرف زشت زد و چرا های دیگر…) از درجه اهمیت بسیار کمتری برخوردار است! تلاش کردم، نظراتم را درباره چگونه انتقاد کردن صحیح به او بگویم!
  • تا آنجا که ممکن است، وضعیت را برای خودتان روشن کنید.
  • برای اینکه بتوانید یک مساله را به خوبی حل کنید، باید شرایط را خوب درک کنید.
  • درباره زوایای مختلف موضوع، از خودتان سوال کنید و سعی کنید به آن سوال‌ها جواب بدهید.
  • تا آنجا که برایتان مقدور است خودتان را در شرایط طرف مقابل قرار بدهید
  • سعی کنید موضوع را از چشم او ببینید و شرایطش را درک کنید.
  • در میان گفتارتان هم بهتر است، هر از گاه به این موضوع اشاره کنید که مثلا اگر من جای تو بودم یا اگر من توی این موقعیت قرار می‌گرفتم …
  • و بعدش هم نظر او را درباره پیشنهادتان جویا شوید.

 

روش انتقاد بهتر

بسیار شایع است که در اوایل دوران ازدواج، همسران نسبت به همدیگر اعتماد کافی را ندارند و برای اینکه بتوانند این اعتماد را بپرورانند و شکل مناسبی به آن بدهند، لازم است که با روحیات همسر خود بیشتر آشنا شوند و برای آن، برنامه ریزی کنند،

یکی از رموز موفقیت در ازدواج، وجود اعتماد بین طرفین است که به قوام زندگی و آرامش آن بسیار کمک می کند. شاید یکی از راه هایی که امیرطاها می توانست در مواجهه با این موضوع پیش بگیرد این بود که صبر کند، زمانی که همسرش به منزل برمی گردد بعد از سلام و احوالپرسی و با خونسردی سوالاتی را از همسرش بپرسد:

  • امیرطاها: عزیزم! شما به من علاقه مندی؟
  • همسرش: (احتمالا!) بله عزیزم خیلی زیاد! این چه حرفیه؟!
  • دوست دارم هر از چند گاهی این سوال را از شما بپرسم،

راستی اگه همین الان من دوباره به خواستگاری ات بیام، باز هم تصمیم به ازدواج با من می گیری؟!

  • خوب، بله!
  • ولی من به نظرم میاد که شما ته دلت این طوری نباشه و فقط برای اینکه منو راضی کنی اینو می گی!
  • چرا؟ از کجا این حرف رو می زنی؟!
  • خب! امروز برای اینکه کلید منزل رو بهت بدم، اومدم محل کارت و به صورت کاملا اتفاقی، دیدم با یکی از همکارهای آقا …
  • اِ ، آهان آقای کیایی رو می گی؟ آره خیلی آدم محترمیه! داشتم می رفتم برای خودم چایی بریزم، تو راهرو ایشون را دیدم، بعد از سلام به من گفت: اگر زحمتی نیست یک بسته پستی رو بدم به آقای رستمی که در اتاق ما کار می کنه! بعدش هم راجع به تنبلی خودش یه ضرب المثلی زد و رفت (تنبل نَرو تو سایه، سایه خودش میایه!) چون تا حالا این ضرب المثل رو نشنیده بودم، خندم گرفت و …

و کلام آخر

احتمالا یک ملاقات بسیار کوتاه در حد ۲ دقیقه اتفاق افتاده است و باز هم آن طوری که همسرش تعریف کرده، یک ارتباط کاملا کاری و محترمانه شکل گرفته است ولی چون امیرطاها به همسرش اجازه حرف زدن نداده است و در مورد او قضاوت کرده است، بین آنها مساله، خیلی بزرگ شده است و در واقع فضایی برای ادامه صحبت کردن، پیدا نشده است.

البته در مورد قضاوت کردن و نحوه صحیح قضاوت در رابطه با خانواده، توضیحات مفصل تری خواهم داد!

با چند سوال هدف‌ دار و غیر مستقیم، سعی کنید او را در وضعیتی قرار بدهید که خودش همه حرف‌ ها را بزند. او با این کار، می‌تواند از خودش دفاع کند و لااقل آن مساله‌ای را که مورد انتقاد شماست، از زاویه دید خودش برا‌یتان تعریف کند. به این ترتیب، شاید در تصمیم شما برای انتقاد کردن، تجدید نظری به وجود بیاید. وقتی شما و طرف مقابل ‌تان با هم به نتیجه مشترکی برسید، احتمال اینکه در پایان بحث بتوانید به نتیجه‌ دلخواه‌ تان برسید، بیشتر می‌شود.

هوادارتون هستیم!

 لطفا نظرات و تجربیات مشابه خود را برای استفاده همگان در همین برگه، در بخش نظرات بنویسید!

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

شاید این نوشته ها را بپسندید