مهارت ارتباطی با همسر

با رابطه خوب با همسر، چگونه خانه جهنمی را به بهشت تبدیل کنیم ؟ یکی از مهمترین مهارت ارتباطی با همسر ، نحوه گوش کردن به او است. وقتی می توانید به او گوش دهید که:

 احساساتش را متوجه شوید
 نیازهای واقعی او را درک کنید
 و تقاضاهای او در زندگی را خواهید دانست

در این مقاله روی نحوه گوش کردن یا همان دریافت همدلانه متمرکز شده ایم!


  چگونه خانه جهنمی را به بهشت تبدیل کنیم

فهرست مطالب این مقاله

اولین قدم؛ حضور همدلانه!
کلمات بازدارنده در ارتباط همدلانه!
گوش دادن به احساسات و نیازها!
از منظورش مطمئن شوید!
تمرین عملی در ارتباط همدلانه!

 اولین قدم؛ حضور همدلانه! 

لازم نیست کاری بکنی، فقط حضور داشته باش!

همدلی حقیقی، نیازمند گوش دادن با تمام وجود است: گوش دادن به جملات یک چیز است و با تفاهم گوش دادن چیز دیگر!

گوش دادن با روح، محدود به هیچ کدام از توانایی های حواس پنج گانه یا ذهن نیست! در نتیجه لازم است همه حواس خود را خالی کنیم تا امکان گوش دادن با تمام وجود فراهم شود. آن گاه دریافتی مستقیم از آنچه که مقابل شما اتفاق می افتد صورت می گیرد، دریافتی که هرگز نمی توان با گوش شنید یا با ذهن فهمید. مهارت ارتباطی با همسر زمانی تقویت می شود که ما تمام پیش فرض ها و قضاوت ها را کنار بگذاریم.

تقریبا تمام کسانی که فکر می کنند چنین توانایی دارند، آن را دارا نیستند.

در مقابل به جای همدلی، تمایل شدیدی به:

 نصیحت کردن
 اطمینان بخشیدن و
 توضیح موضوع
 بیان احساسات
 و مسائلی از این دست دارند.

از طرف دیگر همدلی، توجه ما را به طور کامل بر پیامِ همسرمان متمرکز می کند. با این کار ما به او، زمان و فضایی که برای ابراز خود و احساس درک شدن نیاز دارد را از صمیم قلب می دهیم!

وقتی همسرمان به همدلی نیاز دارد، نصیحت کردن و توضیح دادن و … برای او می تواند آزار دهنده باشد.


 کلمات بازدارنده در ارتباط همدلانه؟! 

همدلی، درک همراه با احترام است از آنچه همسرمان تجربه می کند.

دوستم می گفت: همسرش در یک بعدازظهر پاییزی، درحالی که روبه روی آیینه ایستاده بوده، گفته است:

من به زشتی یک میمون هستم!

– شوهر: تو زیباترین مخلوقی هستی که خدا تا کنون بر روی کره زمین خلق کرده!

همسرش با اوقات تلخی نگاهی به او انداخت و فریاد کشید: اَه، محسن! از اطاق بیرون رفت و در را به هم کوبید.

در واقع همسر او در آن لحظه، به جای اطمینان بخشیدن بی موقعِ شوهرش، همدلی می خواسته است!

خانم هولی هامفری تعدادی رفتار متداول را شناسایی کرده است که ما را از حضور همدلانه بازمی دارد:

 همدردی کردن: اوه، بیچاره تو …
 توضیح دادن: من تلفن کردم اما …
 تصحیح کردن: این طوری اتفاق نیافتاد
 قصه گویی: این من را یاد زمانی انداخت که …
 بازجویی کردن: این موضوع از کجا شروع شد؟
 مسدود کردن: خوش باش، ناراحت نباش، بی خیال شود!
 نصیحت کردن: من فکر می کنم تو … چطور تو … می کنی
 آموزش دادن: این اتفاق می تواند برای تو آموزنده باشد، فقط اگر تو …
 دلداری دادن: تقصیر تو نبود، تو بهترین کاری را که می توانستی انجام دادی
 روی دست کسی بلند شدن: این که چیزی نیست! صبر کن ببین چه بر سر من آمده!

این اعتقاد که ما باید مشکل را حل کنیم تا همسرمان احساس بهتری داشته باشد، ما را از حضور داشتنِ همدلانه باز می دارد. هنگامی که با احساسات همسر همدردی می کنیم، بسیار مفید است که آگاه باشیم ابراز همدردی، همدلی نیست!



 گوش دادن به احساسات و نیازها! 

مهم نیست که همسرتان از چه کلماتی برای ابراز خودش استفاده می کند، فقط احساسات و نیازهایش را بشنوید!

مهارت ارتباطی با همسر

مهارت ارتباطی با همسر

در یک کارگاه آموزشی، زوجی روی احساسات و نیازهایشان کار می کردند از یک جایی به بعد کار سخت شد، چون آنها عادت نکرده بودند مسئولیت احساسات خودشان را برعهده بگیرند. در این گفتگو زن می خواهد یاد بگیرد احساسات و نیازهای آشکار و پنهان شوهرش را که در جملات او پنهان است بشنود. قرار شد که او احساسات و نیازهای شوهرش را حدس بزند و بعد حدس خود را با او در میان بگذارد.

شوهر: با تو صحبت کردن چه فایده ای دارد؟ تو هیچ وقت گوش نمی کنی!

زن: تو از دست من ناراحتی؟

من: وقتی تو می گویی از دست من، تو به تلویح می گویی که احساسات او نتیجه ی عملکرد تو است. من ترجیح می دهم تو بگویی: آیا تو ناراحتی چون نیاز داری … نه این که آیا تو از دست من ناراحتی؟ این توجه تو را بر آنچه درون او می گذرد جلب می کند و احتمال به خود گرفتن پیام را کاهش می دهد.

زن: اما من باید چه بگویم؟ آیا تو ناراحتی چون تو …؟ چون تو چه؟

من: نشانه ات را از متن پیام شوهرت پیدا کن، با تو صحبت کردن چه فایده ای دارد؟ تو هیچ وقت گوش نمی کنی او وقتی این جمله را می گوید چه چیزی نیاز دارد که به دست نیاورده؟

زن: آیا تو ناراحتی چون احساس می کنی من تو را نمی فهمم؟

من: توجه کن، تو بر تفکر او تمرکز کردی نه آنچه او نیاز دارد. من فکر می کنم اگر به جای آنچه مردم در مورد تو فکر می کنند چیزی را بشنوی که نیاز دارند، آنان را کمتر تهدید کننده می یابی. به جای شنیدن این که او ناراحت است چون فکر می کند تو گوش نمی دهی، با گفتن آیا تو ناراحتی چون نیاز داری… بر آنچه او نیاز دارد تمرکز کن!

تلاش دوباره زن

زن: آیا تو ناراحتی چون نیاز داری تا شنیده شوی؟

من: این چیزی است که در ذهن من بود. آیا برای تو این روش تفاوتی را در شنیدن همسرت ایجاد کرد؟

زن: قطعا – یک تفاوت بزرگ! من می توانم ببینم که برای او چه اتفاقی افتاده، بدون این که خود را مقصر بدانم!


 از منظورش مطمئن شوید! 

گاهی اوقات نیاز است بخواهیم آنچه از حرف های همسرمان، متوجه شده ایم را به بیانی دیگر بازگو کنیم تا بتوانیم تعمق و تامل بیشتری کنیم. اگر ما دقیقا پیام همسرمان را دریافت کرده باشیم و به بیانی دیگر برای او بگوییم :

 اولا: مطمئن می شود که پیامش دریافت شده است.
 ثانیا: اگر مشخص شود استنباط ما غلط است، همسرمان می تواند دریافت اشتباه ما را تصحیح کند.
 ثالثا: این کار باعث می شود همسرمان در گفته خود تعمق بیشتری داشته باشد.

هنگامی که به بیان دیگری حرف همسر را تکرار می کنیم، لحن صدا بسیار مهم است. وقتی همسرتان آنچه گفته اید را دوباره می شنود به کوچکترین اشاره ی انتقادی و کنایه حساس می شود. قول آقای مارشال روزنبرگ:

وقتی آگاهانه به احساسات و نیازهای او گوش کنیم لحن ما نشان می دهد که قصدمان اطمینان از درک پیام او است نه آنکه ادعا کنیم فهمیده ایم!

همچنین ما نیاز داریم از احتمال سوء تعبیر در این کار، آگاه باشیم. ممکن است به ما بگوید:

هیچ کدام از این مزخرفاتِ روانشناسی را روی من پیاده نکن!

اگر چنین جمله ای را شنیدیم تلاش مان را برای درک احساسات و نیازهای همسرمان ادامه می دهیم.


 تمرین عملی در ارتباط همدلانه! 

چگونه در روابط زناشویی تنش زدایی کنیم

چگونه در روابط زناشویی تنش زدایی کنیم

در کارگاهی زن و شوهری معترف شدند که مهارت ارتباطی با همدیگر را خوب بلد نیستند و قرار شد مکالمه را جلوی ما شروع کنند و مشکل را عنوان کنند:

زن: تو هرگز به من گوش نمی کنی

مرد: من گوش می کنم

زن: نه، تو گوش نمی کنی

شوهر را مخاطب قرار دادم: متاسفم! تو همین الان درستی حرف همسرت را ثابت کردی، زیرا به گونه ای پاسخ ندادی تا همسرت بداند که تو به او گوش می دادی! او با شنیدن این حرف کمی گیج شد از او اجازه خواستم تا نقش او را بازی کنم و ادامه دادیم:

زن: تو هرگز به من گوش نمی کنی!

من در نقش شوهر: انگار کاملا مایوسی چون تو می خواهی وقتی صحبت می کنیم احساس ارتباط بیشتری کنی!

وقتی زن دریافت که بالاخره درک شده است گریه اش گرفت. به شوهر توضیح دادم “به اعتقاد من این چیزی است که او به شما می گوید. او به انعکاس احساسات و نیازهایش و تصدیق این که شنیده شده است نیاز دارد. شوهر از اینکه چنین عمل ساده ای توانسته بود چنین اثر شدیدی بر همسرش بگذارد شگفت زده شده بود و ناباورانه پرسید:

آیا این همه چیزی است که او می خواهد؟


2 دیدگاه در چگونه خانه جهنمی را به بهشت تبدیل کنیم
  1. سپاس از وبسایت کاربردی و مفیدتون


[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

شاید این نوشته ها را بپسندید