loading

چگونه خانه جهنمی را به بهشت تبدیل کنیم

مهارت ارتباطی با همسر

مهارت ارتباطی با همسر


با رابطه خوب با همسر، چگونه خانه جهنمی را به بهشت تبدیل کنیم ؟ یکی از مهمترین مهارت ارتباطی با همسر ، نحوه گوش کردن به او است. وقتی می توانید به او گوش دهید که:

 احساساتش را متوجه شوید
 نیازهای واقعی او را درک کنید
 و تقاضاهای او در زندگی را خواهید دانست

در این مقاله روی نحوه گوش کردن یا همان دریافت همدلانه متمرکز شده ایم!

با گوش کردن به کتاب صوتی همسرداری با گاوبنفش، مهارتهای ارتباطی خود را متحول کنید!

  چگونه خانه جهنمی را به بهشت تبدیل کنیم

فهرست مطالب این مقاله

اولین قدم؛ حضور همدلانه!
کلمات بازدارنده در ارتباط همدلانه!
گوش دادن به احساسات و نیازها!
از منظورش مطمئن شوید!
تمرین عملی در ارتباط همدلانه!

 اولین قدم؛ حضور همدلانه! 

لازم نیست کاری بکنی، فقط حضور داشته باش!

همدلی حقیقی، نیازمند گوش دادن با تمام وجود است: گوش دادن به جملات یک چیز است و با تفاهم گوش دادن چیز دیگر!

گوش دادن با روح، محدود به هیچ کدام از توانایی های حواس پنج گانه یا ذهن نیست! در نتیجه لازم است همه حواس خود را خالی کنیم تا امکان گوش دادن با تمام وجود فراهم شود. آن گاه دریافتی مستقیم از آنچه که مقابل شما اتفاق می افتد صورت می گیرد، دریافتی که هرگز نمی توان با گوش شنید یا با ذهن فهمید. مهارت ارتباطی با همسر زمانی تقویت می شود که ما تمام پیش فرض ها و قضاوت ها را کنار بگذاریم.

تقریبا تمام کسانی که فکر می کنند چنین توانایی دارند، آن را دارا نیستند.

در مقابل به جای همدلی، تمایل شدیدی به:

 نصیحت کردن
 اطمینان بخشیدن و
 توضیح موضوع
 بیان احساسات
 و مسائلی از این دست دارند.

از طرف دیگر همدلی، توجه ما را به طور کامل بر پیامِ همسرمان متمرکز می کند. با این کار ما به او، زمان و فضایی که برای ابراز خود و احساس درک شدن نیاز دارد را از صمیم قلب می دهیم!

وقتی همسرمان به همدلی نیاز دارد، نصیحت کردن و توضیح دادن و … برای او می تواند آزار دهنده باشد.

دوست دارید همسرتان به حرف شما گوش دهد؟ با خرید این محصول، روشهای اصولی و عاشقانه این کار را می آموزید!

 کلمات بازدارنده در ارتباط همدلانه؟! 

همدلی، درک همراه با احترام است از آنچه همسرمان تجربه می کند.

دوستم می گفت: همسرش در یک بعدازظهر پاییزی، درحالی که روبه روی آیینه ایستاده بوده، گفته است:

من به زشتی یک میمون هستم!

– شوهر: تو زیباترین مخلوقی هستی که خدا تا کنون بر روی کره زمین خلق کرده!

همسرش با اوقات تلخی نگاهی به او انداخت و فریاد کشید: اَه، محسن! از اطاق بیرون رفت و در را به هم کوبید.

در واقع همسر او در آن لحظه، به جای اطمینان بخشیدن بی موقعِ شوهرش، همدلی می خواسته است!

خانم هولی هامفری تعدادی رفتار متداول را شناسایی کرده است که ما را از حضور همدلانه بازمی دارد:

 همدردی کردن: اوه، بیچاره تو …
 توضیح دادن: من تلفن کردم اما …
 تصحیح کردن: این طوری اتفاق نیافتاد
 قصه گویی: این من را یاد زمانی انداخت که …
 بازجویی کردن: این موضوع از کجا شروع شد؟
 مسدود کردن: خوش باش، ناراحت نباش، بی خیال شود!
 نصیحت کردن: من فکر می کنم تو … چطور تو … می کنی
 آموزش دادن: این اتفاق می تواند برای تو آموزنده باشد، فقط اگر تو …
 دلداری دادن: تقصیر تو نبود، تو بهترین کاری را که می توانستی انجام دادی
 روی دست کسی بلند شدن: این که چیزی نیست! صبر کن ببین چه بر سر من آمده!

این اعتقاد که ما باید مشکل را حل کنیم تا همسرمان احساس بهتری داشته باشد، ما را از حضور داشتنِ همدلانه باز می دارد. هنگامی که با احساسات همسر همدردی می کنیم، بسیار مفید است که آگاه باشیم ابراز همدردی، همدلی نیست!

زندگی زناشویی شما هم می تواند در خطر طلاق عاطفی باشد، با خواندن مقاله زیر ، از این اتفاق جلوگیری کنید!

با صرف کردن ۵ ساعت جادویی، زندگی زناشویی خود را متحول کنید. خواندن مقاله زیر را از دست ندهید!

 گوش دادن به احساسات و نیازها! 

مهم نیست که همسرتان از چه کلماتی برای ابراز خودش استفاده می کند، فقط احساسات و نیازهایش را بشنوید!

مهارت ارتباطی با همسر

مهارت ارتباطی با همسر

در یک کارگاه آموزشی، زوجی روی احساسات و نیازهایشان کار می کردند از یک جایی به بعد کار سخت شد، چون آنها عادت نکرده بودند مسئولیت احساسات خودشان را برعهده بگیرند. در این گفتگو زن می خواهد یاد بگیرد احساسات و نیازهای آشکار و پنهان شوهرش را که در جملات او پنهان است بشنود. قرار شد که او احساسات و نیازهای شوهرش را حدس بزند و بعد حدس خود را با او در میان بگذارد.

شوهر: با تو صحبت کردن چه فایده ای دارد؟ تو هیچ وقت گوش نمی کنی!

زن: تو از دست من ناراحتی؟

من: وقتی تو می گویی از دست من، تو به تلویح می گویی که احساسات او نتیجه ی عملکرد تو است. من ترجیح می دهم تو بگویی: آیا تو ناراحتی چون نیاز داری … نه این که آیا تو از دست من ناراحتی؟ این توجه تو را بر آنچه درون او می گذرد جلب می کند و احتمال به خود گرفتن پیام را کاهش می دهد.

زن: اما من باید چه بگویم؟ آیا تو ناراحتی چون تو …؟ چون تو چه؟

من: نشانه ات را از متن پیام شوهرت پیدا کن، با تو صحبت کردن چه فایده ای دارد؟ تو هیچ وقت گوش نمی کنی او وقتی این جمله را می گوید چه چیزی نیاز دارد که به دست نیاورده؟

زن: آیا تو ناراحتی چون احساس می کنی من تو را نمی فهمم؟

من: توجه کن، تو بر تفکر او تمرکز کردی نه آنچه او نیاز دارد. من فکر می کنم اگر به جای آنچه مردم در مورد تو فکر می کنند چیزی را بشنوی که نیاز دارند، آنان را کمتر تهدید کننده می یابی. به جای شنیدن این که او ناراحت است چون فکر می کند تو گوش نمی دهی، با گفتن آیا تو ناراحتی چون نیاز داری… بر آنچه او نیاز دارد تمرکز کن!

تلاش دوباره زن

زن: آیا تو ناراحتی چون نیاز داری تا شنیده شوی؟

من: این چیزی است که در ذهن من بود. آیا برای تو این روش تفاوتی را در شنیدن همسرت ایجاد کرد؟

زن: قطعا – یک تفاوت بزرگ! من می توانم ببینم که برای او چه اتفاقی افتاده، بدون این که خود را مقصر بدانم!

دوست دارید بهترین سال ازدواجتان امسال باشد؟! با خواندن مقاله زیر این کار ممکن می شود!

 از منظورش مطمئن شوید! 

گاهی اوقات نیاز است بخواهیم آنچه از حرف های همسرمان، متوجه شده ایم را به بیانی دیگر بازگو کنیم تا بتوانیم تعمق و تامل بیشتری کنیم. اگر ما دقیقا پیام همسرمان را دریافت کرده باشیم و به بیانی دیگر برای او بگوییم :

 اولا: مطمئن می شود که پیامش دریافت شده است.
 ثانیا: اگر مشخص شود استنباط ما غلط است، همسرمان می تواند دریافت اشتباه ما را تصحیح کند.
 ثالثا: این کار باعث می شود همسرمان در گفته خود تعمق بیشتری داشته باشد.

هنگامی که به بیان دیگری حرف همسر را تکرار می کنیم، لحن صدا بسیار مهم است. وقتی همسرتان آنچه گفته اید را دوباره می شنود به کوچکترین اشاره ی انتقادی و کنایه حساس می شود. قول آقای مارشال روزنبرگ:

وقتی آگاهانه به احساسات و نیازهای او گوش کنیم لحن ما نشان می دهد که قصدمان اطمینان از درک پیام او است نه آنکه ادعا کنیم فهمیده ایم!

همچنین ما نیاز داریم از احتمال سوء تعبیر در این کار، آگاه باشیم. ممکن است به ما بگوید:

هیچ کدام از این مزخرفاتِ روانشناسی را روی من پیاده نکن!

اگر چنین جمله ای را شنیدیم تلاش مان را برای درک احساسات و نیازهای همسرمان ادامه می دهیم.

شما هم همسر عصبی دارید، با این روشهای برخورد، دیگر عصبانیت او را نخواهید دید!

 تمرین عملی در ارتباط همدلانه! 

چگونه در روابط زناشویی تنش زدایی کنیم

چگونه در روابط زناشویی تنش زدایی کنیم

در کارگاهی زن و شوهری معترف شدند که مهارت ارتباطی با همدیگر را خوب بلد نیستند و قرار شد مکالمه را جلوی ما شروع کنند و مشکل را عنوان کنند:

زن: تو هرگز به من گوش نمی کنی

مرد: من گوش می کنم

زن: نه، تو گوش نمی کنی

شوهر را مخاطب قرار دادم: متاسفم! تو همین الان درستی حرف همسرت را ثابت کردی، زیرا به گونه ای پاسخ ندادی تا همسرت بداند که تو به او گوش می دادی! او با شنیدن این حرف کمی گیج شد از او اجازه خواستم تا نقش او را بازی کنم و ادامه دادیم:

زن: تو هرگز به من گوش نمی کنی!

من در نقش شوهر: انگار کاملا مایوسی چون تو می خواهی وقتی صحبت می کنیم احساس ارتباط بیشتری کنی!

وقتی زن دریافت که بالاخره درک شده است گریه اش گرفت. به شوهر توضیح دادم “به اعتقاد من این چیزی است که او به شما می گوید. او به انعکاس احساسات و نیازهایش و تصدیق این که شنیده شده است نیاز دارد. شوهر از اینکه چنین عمل ساده ای توانسته بود چنین اثر شدیدی بر همسرش بگذارد شگفت زده شده بود و ناباورانه پرسید:

آیا این همه چیزی است که او می خواهد؟

دوست دارید برای همسرتان به لحاظ رفتاری و جنسی جذاب باشید، حتما مقاله زیر را بخوانید!

برای آقایانبرای خانم هامهارت فردیهمسرداری

حرف گوش کنکج فهمیگوش دادنگوش دادن همدلانهمهارت ارتباطیمهارتهای ارتباطیهمدلی

مهدی مقیم اسلاممشاهده نوشته ها

بسیار خوشحالم که به همراه یک تیم متخصص و دلسوز، مهارتهای همسردرای و تربیت کودک را به اشتراک می گذاریم، به امید شادی و طراوت بیشتر خانواده شما...

۱۶ دیدگاه

    • با سلام و احترام خدمت شما سرکار خانم قریشی!
      از این که خاطر شریف شما مکدر شده است، عذرخواهی می کنم، دوستان آی تی در این چند روز مشغول تغییراتی در سایت بوده اند تا هم سرعت سایت بهتر شود و هم دسترسی عزیزان به مطالب و محصولات راحت تر شود.
      اگر در چند روز آینده همچنان مشکلی در خواندن متن ها داشتید حتما بفرمایید تا هر بخشی را که دارای مشکل است در اسرع وقت برطرف کنیم!
      از نظرات ارزشمندتان سپاسگزاریم

  • جناب مقیم اسلام سلام.
    در بیوگرافیتان عنوان کردید کارشناس ارشد اما رشته‌ خود را عنوان نکردید. همچنین مدعی شده اید که مقالات ISI در ژورنال های الزیویر به چاپ رسانده‌اید. لطفاً بفرمایید در کدام ژورنال و کدام شماره؟

    • با سلام و احترام خدمت شما شفاف عزیز!
      از اینکه وقت ارزشمندتان را صرف خواندن این مقاله کرده اید، باعث خوشحالی ماست و امیدوارم مطالب و اقدامات موسسه مهارتهای زندگی، قدمی کوچک در راه اعتلای زندگی خانوادگی شما برداشته باشد.
      در مورد مدرک تحصیلی بنده، کارشناس ارشد مدیریت آموزشی از دانشگاه علوم تحقیقات تهران که در سه ترم خواندم و با معدل ۱۸٫۸۱ فارغ التحصیل شدم! البته باور قلبیم این است که برای ارتقاء زندگی مشترک هیچ کدام از این مدارک تاثیر چندانی در زندگی ام نگذاشته اند و …
      اما در مورد مقالات بنده هم، می توانید اسمم را به انگلیسی mahdi moghimislam جستجو نمایید خود گوگل راهنمایی می کند ولی برای شفافیتی که به دنبال آن هستید، لینک مقاله را خدمتتان ارسال می کنم، امیدوارم دیدن مدارک بنده بتواند باعث آرامش بیشتر در زندگی خانوادگی شما بشود!
      با تجدید احترام
      “لینک مقاله”

      • جناب مقیم اسلام با تشکر از جواب شما. چند نکته به ذهن حقیر خطور کرده که بد نیست با شما به اشتراک بگذارم. اول اینکه دوست گرامی چرا شنیدن این سوال اینقدر شما رو عصبانی کرد ؟ اینکه به خانواده ی من اشاره کردید نه تنها دور از ادب بود بلکه نشان دهنده این هست که شما به عنوان مربی مهارت های زندگی ، ذره ای به مطالبی که بیان میکنید اعتقاد ندارید. وگرنه یک سوال در مورد مدرک و مقاله که نباید تا این حد شما رو خشمگین کرده باشه.
        در مورد کارشناسی ارشد فرمودید که در ۳ ترم و با معدل بالای ۱۸ فارغ التحصیل شدید. دوست گرامی ، این که موضوعی بسیار پیش پا افتاده هست و هر کسی که در دوره ی ارشد تحصیل کرده باشه این رو میدونه که باکمی درس خوندن روزانه این امر به راحتی میسر خواهد بود. پس اینجا هم کار خارق العاده ای انجام نشده.
        در مورد مقاله ای که منتشر کردید بد نیست این نکات رو سایر دوستان هم بدونند که ژورنالی که شما در آن مقاله دادید پولی هست. هر کسی میتونه پول بده و مقاله اش رو چاپ کنه. و اعتبار چندانی هم نداشته و از همه مهم تر اینکه به دلیل استفاده از رفرنس های نامعتبر این ژورنال در سال ۲۰۱۹ از درجه‌ی ISI ساقط شده و انتشارات الزیویر دیگه مقالات این ژورنال رو چاپ نمیکنه.
        امیدوارم از سخنان من ناراحت نشده باشید. شما فرد بسیار محترمی هستید. اما به هر حال به عنوان یک مدرس باید خودتون رو در معرض انتقاد قرار بدید. مشتاقانه منتشر پاسخ شما هستم.

        • آقا یا خانم شفاف عزیز!
          سلام و احترام به محضرتان
          از اینکه بنده را شخص محترمی می دانید سپاسگزارم! قبل از هر چیزی باید بگم اگر از کلام بنده دلخور شده اید با صدای بلند “عذرخواهی” می کنم!
          برادر یا خواهر محترم، من در ابتدای پاسخم از اینکه وقت ارزشمندتان را صرف خواندن مقاله کردید، از شما تشکر کردم، چرا فکر می کنید که من عصبانی هستم؟؟؟؟ حتی در ادامه پاسخم، برای شادی و نشاط بیشتر شما و خانواده محترمتان دعا کردم! (البته فکر نمی کردم که دعا برای خانواده گرامیتان، باعث ناراحتی شما شده باشد و به همین دلیل هم الان عذرخواهی کردم). باور بفرمایید که بنده اینقدر حرف زشت های ناموسی شنیده ام و حرفهای نامرتبط نثار بنده و خانواده ام کرده اند، که فرمایشات شما مثل قند و نبات برایمان می ماند. به راحتی با کمی گشت و گذار در مقالات سایت خواهید دید که عرایض بنده درست است یا خیر! (البته به جز یکی دو مورد که فقط فحش بود و هیچ نقدی در آن نبود که ما مجبور شدیم به احترام مخاطب آنها را در سایت قرار ندهیم)
          اما در مورد مدارک من، معدل، مقالات و هر آن چیزی که برای شما و افرادی که مثل شما فکر می کنند ارزشمند است، برای من اصلا ارزشی ندارد، باور کنید که اصلا ارزشی ندارد! با صدای بلند تکرار می کنم که بنده در هیچ زمینه ای ادعایی ندارم به همین شفافیت می گویم، در این موسسه روی تجربه های عملی تکیه کرده ام، تجربه هایی که بسیاری از روانشناسان، حتی لحظه ای به آن فکر نمی کنند و …
          صمیمانه از شما سپاسگزارم که اینقدر با وسواس کامل در مورد مجله، ژورنال و بنده تحقیق می کنید و اطلاعات مفیدی در اختیارم قرار می دهید، باور کنید که از همون سالی که خودم در قبرس درباره استرس مطالبی ارائه کردم، تا الان نمی دونستم که فرمایشات درست است (البته الان هم نمی دونم فقط به فرمایشات شما اکتفا کردم)، چه رسد به اینکه در چه سالی از درجه اعتبار افتاده است یا …
          آقا یا خانم شفاف محترم! شما حتما انسان علمی هستید و یقین دارم که عرض بنده را تایید می کنید؛ یک مجله و ژرنال به بنده معرفی کنید (با هر درجه علمی) که بتوان به نتایج آن به صورت ۱۰۰% اکتفا کرد!؟ در حوزه پزشکی که احتمالا بالاترین سخت گیری ها در آن وجود دارد، چقدر داده ها دستکاری می شود؟ و چقدر شرکت های دارویی در نتایج تاثیر گذارند؟ و … البته که در این میان هم کم نیستند دانشمندان با شرافتی که حاضر نیستند با هیچ مبلغی، اعتبار تحقیقشان را زیر سوال ببرند و بنده به تمامشان احترام می گذارم. در مورد معدلم هم باید بگم که فقط به این دلیل عنوان کردم که سوالات بعدی شما را پاسخ داده باشم نه اینکه معدل ۱۸٫۸۱ معدل خوبی است یا بدی است.
          آقا یا خانم شفاف گرامی! حقیقتا من هم وقتی نوجوان بودم مثل شما فکر می کردم؛ یعنی خیلی کاری به این نداشتم که افراد چه می گویند، بلکه بیشتر به این فکر می کردم که چه دانشگاهی درس خوندن، چه مدرکی دارند، و اینقدر به این مسائل فکر می کردم که حرف اصلی را متوجه نمی شدم! بنده در پایان کامنت قبلی به نوعی به این نکته اشاره کردم، و ای کاش شما که احتمالا فرد تحصیل کرده و مطلعی هستید به جای شخصیت، دانشگاه، معدل و مقالات بنده، حرفهای مرا نقد می کردید که اگر چنین می کردید هم به دیگران معنی نقد کردن را یاد می دادید و هم به ارتقاء سواد من کمک می کردید و هم کلی ثمرات و خیرات دیگه برایمان داشتید. ای کاش که ما اول معنی نقد را متوجه شویم و بعد از آن اسم، هر کلامی را نقد بگذاریم که البته بنده و همکارانم شنوای هم انتقاد و هم حرفهایی از این دست هستیم و با صبوری پاسخگوی محضرتان هستیم.
          آقا یا خانم شفاف ارزشمند! اینکه بنده خودم به حرفهایم عمل نمی کنم، در برخی از موارد کاملا صحیح است و حتی در گفتگو با همسرم، همواره به این موضوع اذعان دارم و در این مورد هم مثل تمامی موارد هیچ ادعایی ندارم، ولی در تلاش هستم تا تمرین کنم، یادبگیرم و دوباره تمرین کنم تا روز به روز بهتر شوم. اینکه من به حرفی اعتقاد دارم یا نه، فقط بین من و خدای من است ولی اینکه شما فکر کنید که من عمل می کنم یا خیر، درست است و خودم هم تایید می کنم که عمل کردن به این مطالب کار سختی است و نیازمند تمرین و زمان است.
          البته با جسارت و شهامت اعلام می کنم که روش خوشبخت بودن و شاد بودن را گسترش می دهم (همان چیزی که از سال ۱۳۷۹ با تمام بالا پایین های زندگی شخصی خودم تجربه کرده ام) و هرگز هم برای هیچ عزیزی نسخه ای نپیچیده ام و همواره حرفهایم جنس مشاوره داشته است و تصمیم گیری را به عهده مخاطبان ارزشمند و اهل فکرمان گذاشته ام.
          چون متوجه شدم که این حرفم باعث ناراحتی شما می شود، اجازه دهید که دعایی برای خودم بکنم که شما هم اگر فکر کردید مناسب است آمین بگویید.
          خدایا هر آن چیزی که در ما امید به زندگی و شادی را بیشتر می کند، نصیبمان فرما!
          امیدوارم کلام شفاف بنده باعث ناراحتی شما نشده باشد.
          با تجدید احترام

          • جناب مقیم اسلام عزیز با تشکر از سعه صدر شما در پاسخ گویی. حقیقتا کمتر مدرسی را میتوان پیدا کرد که مثل شما اینقدر با حوصله جواب انتقاد و سوالات دیگران رو بده. تمام حرف های شما رو قبول دارم. اما میشه به من بگید که اگر واقعا مدرک و مقاله برای شما اهمیتی نداشت ، پس چرا این مقالات جعلی رو با افتخار در صفحه ی اول سایتتون قرار دادید ؟ اگر معدل برای شما امر مهمی نیست ، پس چرا با فخر ، درمورد آن صحبت میکنید ؟ برای کسی که دنبال یادگیری مهارت های زندگی هست نه معدل شما اهمیت داره نه شیفته و عاشق مطالعه ی مقالات جعلی شماست.
            لطفا با صراحت به سوال حقیر پاسخ بدید که این رفتار دوگانه از کجا ناشی میشود ؟
            با تشکر از شما

  • سلام خدمت استاد عزیزم آقای مقیم اسلام. همیشه از آموزش های شما استفاده کردم و خودم رو مدیون شما میدونم. آقای مقیم اسلام من دیروز به همراه برادرم در سمینار ایکس آقای محمود معظمی شرکت کردیم. بعد از سمینار و در زمان عکس گرفتن من پیش آقای معظمی رفتم و ازشون در مورد شما سوال کردم. گفتم نظرتون در مورد استاد عزیزم آقای مقیم اسلام چیه؟ اما ایشون پوسخندی زدن و گفتن پولتون رو دور نریزید و یاد بگیرید خودتون زندگیتون رو جلو ببرید و به دیگران اجازه ندید برای شما تصمیم بگیرن.
    استاد من خیلی از حرف ایشون ناراحت شدم. حتی بدون تشکر از ایشون دور شدم و رفتم. الان هم میخواهم پولم رو پس بگیرم ازشون. دلم میخواهد بدونید که شما یکی از بهترین انسان هایی بودید که من در زندگی خودم شناختم و این حرف ها کوچکترین تاثیری روی من نداره.

    • با سلام و ارادت خدمت آقای ناصر عطرچی عزیز و دوست داشتنی
      از ابراز محبت شما صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم با آموزش های مداوم رنگ و بوی زندگی خودتون رو روز به روز بهتر کنید.
      جناب آقای معظمی از اساتید بسیار برجسته و تاثیر گذار در ایران هستند و بنده هم به شدت به ایشان احترام می گذارم و برای من شخص محترمی بوده و هستند. از اونجایی که من تا به حال برای هیچ فردی یا به جای کسی (حتی همسر و فرزندانم) تصمیم نگرفته ام، احتمال می دهم که در گفتگوی شما و جناب معظمی عزیز، سوء تفاهمی به وجود آمده باشد. بنده همواره تلاش کرده ام در راستای امیدبخش بودن زندگی افراد، پیشنهاداتی مطرح کنم و همواره مسئولیت زندگی را به عهده خود آنها دانسته ام.
      در پایان برای شما صمیمانه آرزوی بهترینها رو دارم.
      با احترام
      مقیم اسلام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.